خوش آمدی!

داستان کوتاه پیامبران | ملی دانلود

» نمایش دسته بندی مطالب
Wasteland-2

دانلود Wasteland 2 – بازی سرزمین بی مصرف

دانلود Wasteland 2 – بازی سرزمین بی مصرف  Wasteland 2 یک بازی جذاب و هیجان آور استراتژیک در سبک اکشن محصول شرکت inXile Entertainment می باشد. به علت استقبال زیباد کاربران از نسخه اول این بازی ...

...ادامه مطلب
windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

لیست مطالب صفحه اصلی

سامانه ارسال اس ام اس پیام رسان

به 100 هزار کاربر پیام رسان بپیوندید و هر ماه در قرعه کشی سه تبلت شرکت کنید!!

http://www.melidownload.com/img/payamresan_C3.gif

برخی از امکانات سامانه ارسال اس ام اس پیام رسان :

– بدون هزینه اولیه؛ تنها هزینه پیامک ها را پرداخت می نمائید!

– برگشت اعتبار پیامک های ارسال نشده

– اختصاص شماره رایگان جهت ارسال

– دریافت رایگان پیامک

– ارسال بر اساس پیش شماره تلفن همراه و کد پستی

– ارسال به تفکیک استان، شهر و منطقه

– ارسال به تفکیک سن و جنسیت

– ارسال از طریق دکل مخابراتی

– نظر سنجی پیامکی، مسابقات پیامکی

– خدمات برنامه نویسان

– ارسال دوره ای

– و ده ها امکانات رایگان دیگر

پیام رسان

داستان زیبای خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت. فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد: چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار او را دیده ای؟ او باید کاملا قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد. باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند. و شش جفت دست داشته باشد. فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

ادامه داستان را در ادامه مطلب بخوانید.

dastan داستان زیبای خلقت زن

دانلود,ملی دانلود

داستان زیبای مورچه و سلیمان نبی

روزی حضرت سلیمان (ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد. ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. سلیمان (ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت:

بقیه داستان در ادامه مطلب بخوانید.

dastan داستان زیبای مورچه و سلیمان نبی

خرید ساعت

خرید ساعت کاسیو خرید ساعت الیزابت خرید ساعت رولکس خرید ساعت مچی